گروه فرهنگی مهدی یارشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷

یکی از مسائلی که در موضوع غیبت امام معصوم(ع) بسیار مورد پرسش قرار می‌گیرد این است که در زمان غیبت چه فایده ای بر وجود امام مترتب است و مردم از وجود امام چه استفاده‌ای می‌برند؟ آیا نقش امام معصوم تنها به بیان احکام الهی محدود می‌شود تا بگوییم وقتی عملا به خاطر عدم حضور امام در جامعه این کار انجام نمی‌شود پس امام در زمان غیبت نقش چندانی در زندگی مردم و به طور کلی عالم هستی ندارند؟
آیت الله گرامی: در اینجا باید به دو مطلب توجه کرد:
اول اینکه به اینکه غیبت در مفهوم «حاضر نبودن در جمع » در بین ائمه اطهار: سابقه داشته است. و غیر از امام زمان(ع) که غیبتشان طولانی است، تعدادی از ائمه: هم غیبتهایی داشته اند مانند حضرت موسی بن جعفر(ع) که مدتها در زندان ابد بوده اند و در زندان هم از دنیا رفته اند.

پیش از ظهور، اندیشه‌ها نارس و ناقص بوده اند. این نارسایی در عقول برمی‌گردد به درک مردم از خدا، از هستی، از عدالت و خیلی چیزهای دیگر .

حضرت امام محمد باقر(ع) هم سالهای بسیاری را در تبعید و زندان گذراندند. بسیاری نیز معتقدند که امام صادق(ع) علاوه بر تبعید غیبتی داشته اند یعنی در زندان و ممنوع الملاقات بوده اند حضرت امام عسکری(ع) نیز در زمان حیات، زندان طویل المدتی را گذراندند. در چنین اوقاتی استفاده مردم از آنها با استفاده مردم از امام زمان(ع) چندان فرقی ندارد. یعنی آن موقع خواص اصحاب می توانستند با آنها تماس بگیرند حالا هم کسانی هستند که تماس با آقا امام زمان دارند منتهی در تماس آن موقع بیان احکام می شد ولی در تماس کنونی با آقا امام زمان بیان احکام نیست. یعنی آنان که با ایشان تماس دارند، وظیفه شان این است که احکام را به طرق متعارفه کشف کنند نه از طریق سؤال از ایشان.

مطلب دیگر اینکه ، تنها یکی از فواید وجود امام حضور مردم در برابر ایشان و شهود ایشان است که برای بیان احکام و تشکیل حکومت و امثال اینها صورت می گیرد، اما فواید مهم دیگری نیز وجود دارد که در هم در متون فلسفی و هم در متون روایی به آنها اشاره شده است.

نقش مردم در ظهور منجی آخرین

نقش مردم در ایجاد زمینه غیبت حضرت ولی عصر (ع) چگونه است؟ به بیان دیگر آیا عدم حضور امام میان مردم ، معلول عدم آمادگی و شایستگی مردم است یا ریشه در مشیت الهی دارد؟
آیت الله گرامی: قطعا آمادگی مردم دخیل است . باید پیش از هر چیز یک پذیرش عمومی مهیا باشد. عدالت آن بزرگوار، چیزی نیست که حتی گروههایی از خواص مردم تحمل آن را داشته باشند. این ماجرا در تاریخ تکرار شده است. در زمان حکومت حضرت علی(ع) بسیاری از نزدیکان امام از عدالت آن حضرت به سمت معاویه فراری شدند. در روایت است که وقتی حضرت ظهور می کند، خداوند دست ایشان را بر سر مردم می گذارد و عقول آنها را به کمال می رساند.«اذا قام قائمنا وضع الله یده علی روس العباد و جمع بها عقولهم و کملت به احلامهم » (۱)

معلوم می شود که پیش از ظهور، اندیشه ها نارس و ناقص بوده اند. این نارسایی در عقول برمی گردد به درک مردم از خدا، از هستی، از عدالت و خیلی چیزهای دیگر .

زمانی که دنیا سرشار از ظلم و جور می‌شود

راجع به اینکه فساد و جور زمین را چنان می گیرد که از عدالت خبری نخواهد بود، روایت متواتری از سوی شیعه نقل شده است و گروهی از محدثان اهل تسنن هم در کتابهای خود نوشته اند; منظورم همان حدیث معروف است که می گوید: «فیملاءالارض به قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما» (۲) زمانی که دنیا سرشار از ظلم و جور می شود، خداوند به نیرو و وجود مقدس مهدی(ع) ورق را برمی گرداند. معلوم می شود که در آن زمان ارتباط مردم با دین و خدا سست شده است و کسی آشکارا دعوی دیانت نمی کند. آنجا هم که فرمود: «لایستطیع احد ان یقول ربی الله » نه اینکه کسی در خانه خود چنین جراتی ندارد، خیر، یعنی کسی آشکارا و در حضور همگان چنین سخنی بر زبان نمی آورد.

شنیده‌ایم که می‌گویند: خداوند به هنگام ظهور دست حضرت را بر سر مردم می‌گذارد و بدین وسیله عقل‌های آنها کامل می شود، این به چه معناست؟

آیت الله گرامی: این دست ممکن است ، دست قدرت باشد. یعنی امام به مردم رشد فکری می دهد و آنها را برای ظهور آماده می کند و ممکن است ، خداوند شرایط اجتماعی را طوری کند که مردم خودشان بتدریج رشد فکری پیدا کنند.

اگر این طور باشد، پس همیشه برای ظهور وقت مناسبی است، چون خداوند می‌تواند هر وقت که بخواهد مردم را آماده کند.

آیت الله گرامی: خیر. این طور نیست . عنایت در عالم طبیعت مجرای طبیعی دارد. ارزش این کار به این است که مردم خودشان آماده بشوند. یعنی بعد از دیدن انواع و اقسام حکومتها و یاس از همه مدعیان عدالت ، چشم به ایشان بدوزند. خداوند که نمی خواهد معجزه کند. اگر بنا بر معجزه باشد، شکل قضایا خیلی فرق می کند. مردم باید بفهمند و آن چنان انتظار ظهور را بکشند که عاشق به انتظار معشوق می نشیند، والا انقلاب نخواهد بود فقط یک قدرت نمایی از سوی خداوند است.
اگر بپذیریم که حضور و غیبت امام(ع) در جامعه رابطه مستقیم با شایستگی‌های مردم دارد، برای آماده سازی و ایجاد زمینه مساعد جهت ظهور حضرت ، چه باید کرد؟
آیت الله گرامی: این مساله هم مثل هر مساله دیگر نیاز به دو نوع تمرین دارد: فکری و عملی . تمرین عملی ، با تبلیغ عدالت اسلامی و شناساندن حقیقت دین صورت می پذیرد. این تصور غلطی است که بعضی فکر کرده اند آمادگی برای ظهور یعنی آوردن چند سلاح گرم و سرد به خانه!

سرباز امام زمان بودن، سنخیت می‌خواهد

تبلیغ و آمادگی برای ظهور، آراسته شدن به عدالت و دادگستری است. همه باید این نوع آمادگی را پیدا کنند; یعنی خودشان را به عدل و قسط بیارایند، از مردم عادی گرفته تا سران مملکت . اینکه می بینیم امام راحل بعد از رحلت فقط یک خانه کوچک در قم داشتند، معلوم می شود که ایشان خودشان را برای ظهور آماده کرده بودند. سرباز امام زمان بودن، سنخیت می خواهد ; سنخیت و هماهنگی با امام در عدالت و گرنه تهیه سلاح که از هر کسی ساخته است.

آنچه مسلم است این است که با تشریف فرمایی امام زمان(ع) هر کسی در مکان و جایگاه شایسته خود می نشیند و این برای خیلی ها سخت خواهد بود. به خاطر همین مهمترین فعالیت برای آماده سازی و ایجاد زمینه برای ظهور حضرتش ، عادت دادن عوام و خواص به عدل است. چون مردمی که به عدالت تن ندهند، تحمل حکومت مهدی(ع) بر آنها سخت خواهد بود.

مسلمانها یک بار امتحان خود را در زمان حکومت عدل علی(ع) ، پس داده اند. ما هنوز دقیقا نمی فهمیم که چرا علی(ع) آهن گداخته را به دست عقیل نزدیک کرد. حداقل من نمی فهم . عقیل واقعا نیازمند بود، حضرت می توانست یک کاری برای او بکند، دست کم می گفت: برادر! مرا ببخش ، ندارم . چرا آهن گداخته را به رخ او کشید؟ چون اینها را نمی فهمیم می افتیم به جان سند روایات; یک جوری روایت را انکار می کنیم.

امیرالمؤمنین(ع) در عهدنامه مالک می فرماید: «مالک ! خواص را دور خودت جمع نکن. عوام را بگیر» (۳) . اینها فرازهایی از تاریخ ما هستند که باید آینده را با آنها روشن کرد. عادل بودن و به مردم درس عدالت دادن کار هرکسی نیست . غیر از مراتب علمی است که هر کس با چند سال زحمت و مطالعه بدان دست بیابد. باید تمرین عملی داشت و تمرین عملی نزدیک شدن به عدل است.

اما تمرین فکری ، با خواندن زیارت نامه هایی مانند «جامعه کبیره » «دعای ندبه » و «عهدنامه » است. نباید میان جملات زیارات ، حرف دیگری زد ، تصنیف خواند و یا سخنرانی کرد. چون آن تمرین فکری لازم را بر هم می زند . سند این دعاها محتوای آنهاست. اینها از باب «قضایا فیاساتها معها» است ، یعنی نیازی به سند ندارند.

غیبت در مفهوم «حاضر نبودن در جمع » در بین ائمه اطهار: سابقه داشته است. و غیر از امام زمان(ع) که غیبتشان طولانی است، تعدادی از ائمه: هم غیبت‌هایی داشته اند مانند حضرت موسی بن جعفر(ع) که مدتها در زندان ابد بوده اند و در زندان هم از دنیا رفته‌اند.

انتظار فرج ، باید شعار شیعه باشد

انتظار فرج یک تمرین فکری است. اگر نگوییم متواتر ، دست کم مستفیض است که «افضل اعمال امتی، انتظار الفرج من الله عزوجل.» (۴) در روایت دیگری که اهل سنت هم نقل کرده اند، مسلمانان صدر اسلام وقتی می خواستند از هم جدا بشوند، سوره «والعصر» را می خواندند. 

الان ما در چنین وقتی به یکدیگر می گوییم خداحافظ، بعضی می گویند «یا علی ». ممکن است گروهی بگویند: «به امید دیدار» و … اما در زمان رسول الله مردم سوره والعصر را برای هم می خواندند; «والعصر . ان الانسان لفی خسر. الاالذین آمنوا و عملواالصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر».

یعنی الان که از هم جدا می شویم یادمان باشد که مشکلات بسیار است، ما باید همدیگر را به صبر و عمل صالح سفارش کنیم، بی صبر و استقامت راه به جایی نخواهیم برد. انتظار فرج ، باید شعار شیعه باشد. یعنی همواره همدیگر را به انتظار و یادآوری فرج و ظهور امام دعوت کنیم.

چرا پیشینیان ما روزهای جمعه با اسب و سلاح از شهر خارج می شدند. این یک کار نمادین و تمثیلی بود. برای اینکه یادشان نرود که فرج و ظهوری در راه است . حرمت نهادن به مراجع ، همین فلسفه را دارد. ما به این بزرگان احترام می گذاریم ، تکریم می کنیم چون امام اینها را نواب خود خوانده است. حضرت مهدی(ع) خودشان فرموده اند که در حوادث به اینها مراجعه کنید. احترام به این نایبان ، زمینه ای است برای گردن نهادن در برابر حکومت مهدی(ع) . باید از همین جاها شروع کرد. اینها همان تمرینهای فکری و عملی است که می گفتم.


پی نوشت:
۱٫ کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، ۱۳۶۵، ج ۱، ص ۲۵ ، ح ۲۱، دارالکتب الاسلامیة، تهران، الصدوق ، ابوجعفر محمدبن علی بن الحسین، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۶۷۵، دارالکتب الاسلامیة، تهران ، ۱۳۹۵ ق.
۲٫ الصدوق ، ابوجعفرمحمدبن علی بن الحسین ، همان ، ج ۱ ، ص ۲۵۷٫
۳٫ ر. ک: ، فیض الاسلام ، سیدعلی نقی ، ترجمه و شرح نهج البلاغه ، نامه ۵۳ ، ص ۹۹۶٫
۴٫ المجلسی ، مولی محمدباقر، بحارالانوار، ج ۵۲ ، ص ۱۲۸، مؤسسه وفا، بیروت ،۱۴۰۳ ق
* این مطلب تلخیصی است از مصاحبه با آیت الله “محمد علی گرامی” با موضوع «غیبت حضرت صاحب الزمان(ع)» که در مجله موعود منتشر شده است.

۰۰
نظرات و ارسال نظر